کتابها چشمک ۲۴۸ از ۳۰۲ بیداری چشمک درخت رقصان از خوابِ زمستان برمی خیزد ، از بازی خاک - با دهان مکنده و زبان لغزان – روی ریشۀ او ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیداغ فهرست شعر بعدی ←بعد از ظلمت