بهار می آید

چشمک

قطره های باران ضرب می گیرند روی طبل برگ ها ... و پریان می آیند - نامرئی – می رقصند با برگ ها روسری ها دامن ها و با پردۀ من ، که همیشه صامت آویزان بود پشت شیشه ...
شعر تصادفی