بیان احساسات

چشمک

گرمی دستِ تو ست بر گونۀ من ، بر پوستم ، در مسیر اشکم . طعم لب های توست روی پُرز زبانم . بوی تن تو در مشامم . نگاه درخشان و خندان توست نافذ در تاریکی جاری در چشمانم آهنگ زمزمه های نفس های توست ، در گوشم . هر کجا که باشم ، این ها هستند نخستین احساسات که از آنها آگاهم بعد از بیداری . این ها هستند واپسین احساسات که از آنها آگاهم پیش از خواب . من ، انگار ، آگاه و نا آکاه عاشق تو ...
شعر تصادفی