بعد از دانستن

چشمک

در واقع لب های تو را می بوسم در لبِ لیوانم ؛ دست تو را می گیرم در دستۀ کلیدم در واقع حرف های تو را می خوانم در تک تک آجرهای دیوارم ؛ و در آغوش سایۀ تو - با همۀ سایه هایم – می گذرم از خیابان تنها در واقع بی تنهایی ...
شعر تصادفی