اشراق

چشمک

گوجه سبز کوچولو قرچ و قوروچ زیر دندان هایم می غلتد و تفویض کنان ترشی شیرین اش را بی هیچ تقاضا در کام ام می ریزد ؛ به من لذت می بخشد . ناگهان می بینم از ته قلب دلم می خواهد گوجه سبزت باشم ...
شعر تصادفی