جست و خیز و پرش
گندمزار
قطره قطره شبنم
پاک زلال
ـ بر بستر برگ ـ
غرق در جذبه ی هم
با هم جفت شده
یک قطره شده .
یک قطره
غلتیده روی خاک .
این چنین عشق من
مانند ما
ژرف در آغوش هم
غلت زده روی فرش زمین .
مانند ما :
قطره قطره
جهیده
از روی سنگ
سنگهای تفته .
پریده از پشت سد
سد های سیمانی .
تصعید شده ، چرخیده در فضاهای دور ،
خزیده بیرون
بیرون از حلقه های ابر سیاه .
طی کرده فاصله را ، فاصله را ،
دویده دویده
دوان افتاده
قطره
قطره
در آغوش هم .
ژرف در آغوش هم
غلتان روی زمین .
پاک
زلال
بیشتر از هر الماس
ـ درست مانند ما ـ
روشن کرده
از آمیزش محض
درعشق محض
بستر تیره ی برگ خود را ،
بستر تیره ی خاک خود را ...