کشمش و ماست
گندمزار
جا گرفته کشمش
در ظرف ماست .
آب ماست دویده زیر پوست او .
کشمش
بی چروک و با مزه
آب آورده
لم داده در آغوش نرم ،
شیرینی ناب خود را داده به ماست ؛
آزاد از زندان پوسته ی چسبنده .
آزاد از هسته ی سخت .
زمان : ظرف ما .
بیا ! عشق من !
ما با هم
مثل کشمش و ماست ...