گل های شادی
گندمزار
در صفحات یکسان ، در میان خطوط مانند هم ،
ـ گویی بی تغییر ، تل انبار شده روی هم ـ
واژه های جشن و آزادی
آمده اند .
در میان برگ های مسی افتاده
زیر پای شب و روز ،
گل های زعفران روییده اند .
حلقه های روزهای زنجیری
در یک نقطه
به رهایی رسیده اند .
در یک نقطه
روی دوش نقاط دیگر :
چیزی علاوه بر آن ها
و جز آن ها :
مانند عشق ،
این جا
در همین سیاره ...