کتابها گندمزار ۲۲۵ از ۲۶۴ پاک گندمزار چشمانم تار می دیدند ـ اشیاء و افق را ـ تار می دیدم دنیا را پیش از گریه ی شوق از بوسه ی عشق تا شستن چشمان من رو به روی جهان روشن ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیهم این هم آن فهرست شعر بعدی ←بعد از عروج