آتشفشان

گندمزار

وقتی که داغ روی داغ روی داغ ـ بی مجال هیچ آه ـ در سینه ی سوزان کوه می ماند ، چیزی با نام آتشفشان صورت می گیرد . صورت می گیرد آتشفشان و گدازه روی گدازه غران می آید بی بند شدن با طناب و زنجیر ؛ بی خاموش شدن با شلنگ ماشین های آتش نشان . طوفان گدازه غران می آید ، می لرزاند می سوزاند و دگرگون می سازد ...
شعر تصادفی