تاریک روشن
گندمزار
گرگ و میش غروب است ، این ساعت ؟
یا صبحدم ؟
همهمه های نامفهوم در فضا می چرخند .
نرده ها و برگ ها و گلدان
مبهم شده اند ؛
بی خطوط مشخص ؛
اشیاء
تار شده اند .
می غلتم در تاریکی ؟
یا بر می خیزم با شعاع خورشید ؟
روشن تاریک روشن تاریک ...
از پنجره ی باز اتاق
می غلتد
روی پلک خوابم
آبشار نسیم تازه ...