صفحه ی دیگر

گندمزار

برق رفته . صفحه ی نامه ی برقی سیاه است سیاه . انگشتانم بیهوده دگمه های سرد حرف ها را می فشارند این جا هیچ حرفی دیگر نقش نمی بندد روی صفحه . اشک هایم می آیند تند تند بر گونه ی من بر لب هایم زیر چانه روی انگشتانم ؛ می نویسند به تو نامه ی سوزانم را سوزان شور انگیز روی برگ تنم ...
شعر تصادفی