پشت دیوار

گندمزار

پوشیده ، با کلماتت ، بی زیر و بم ، محترمانه ، آرام ، دیواری می کشی دور خودت . با نگاهم ، عریان ، می گذرم از خلال کلماتت ـ گذار برقی از خلال شیشه ی شب تا اتاق خوابت . ـ سکوت لب هایم سایه می اندازند بر دهانت . زیر و بالا لب هایت می گردند بر زبان خاموشم ؛ بی شرم برهنه سوزان : پشت دیوار ...
شعر تصادفی