کارگاه امید

گندمزار

انواع ماسوره می چرخند دنده های چرخ ها ، چفت با همدیگر ، می گردند . آبشار رشته های نازک نخ از درون کلاف گیج و پیچیده ی پشم و پنبه بیرون می ریزد روی زمین کارگاه . دستی – بی آستین – دگمه ای را فشرده . پایی – بی لمس فرش – پدال دستگاه عظیم کار را . طرح های تازه برای تن پوش ، طرح های تازه برای قالی ، در کار هنوز تا رسیدن به تن تا رسیدن به پا ...
شعر تصادفی