همه ی گلهای سرخ

همهٔ گل‌های سرخ

همه ی گلهای سرخ خوار و خسیس ، با خود فکرنکرد که چرا شب نشده پرپر خواهد شد ؟ حبس نکرد - با این فکر - رنگ های درخشانش را عطرهای بکرش را . در کفه های ترازوی توَهم نگذاشت “آغاز" را ، "پایان" را . خوار و خسیس ، فکر نکرد به فریب "سودش". اصلا " فکر" نکرد ! تنها شکفت با تمام قلبش ، در هر لحظه ، تنها گل سرخ ...
شعر تصادفی