طوفان
همهٔ گلهای سرخ
آشنا نیست
او که پنجول کشید روی صورت من
و خندید .
او که تیغی کشید روی نبض من
و کف زد .
او که کبریت کشید روی ورق شعر من
و رقصید .
از کنارش می گذرم – بی بازگشت:
مثل گذار تند گل قاصد در طوفان
از کنار دیوار خرابه