زل زده به آینده
همهٔ گلهای سرخ
دستم می لرزد .
ضرب جهش تند خون ـ که به قلبم می ریزد ـ
در گوشم می پیچد .
بالش ها را ـ یک به یک ـ از روی تخت بر می دارم
می تکانم
دوباره می چینم روی تخت .
ضرب جهش تند خون که به قلبم می ریزد
در گوش ام می پیچد :
عشق آینده ی من !
نزدیک شدی ،
از دیروز ـ به من ـ نزدیک تر ...