ناخوشی

همهٔ گل‌های سرخ

صف خم شدگان ـ پی در پی ـ بوسه زدند روی انگشتری الماست . لب هایت باز شدند به لبخند . چشم هایت چرا بی فروغ و سرد اند ؟...
شعر تصادفی