سیزده به در
همهٔ گلهای سرخ
دانه های گندم من ـ با آبت ـ لبخند زدند
باز شدند
ریشه کردند در اعماق هم
با هم گذشتند از دهلیز تاریک زمان
سبز شدند ، قد کشیدند ، سبزه شدند .
امروز می خوانند ـ سبزه هایم ـ
موج های تو را .
می سپارم به جوی روان صافت
ریشه های رویان را .
گندم آینده ی مان در راه است ...