ذات بهاری
همهٔ گلهای سرخ
دارم می آیم !
بهار می گوید .
دارم می آیم
هر چند که یخ بندان طولانی بود
هر چند که راه تاریک بود ،
گلناک بود ، لغزان بود .
بهار می گوید :
بازهم می آیم ، سروقت ، جای قرار :
با تمام قلبم که پر از رویش تند گندم هاست
که پر از برگ ها و جوانه های بی همتاست
با تمام قلبم که پر از رنگ شکوفه های نا پیداست :
بسیار بیشتر از همه ی ذرات منجمد تاریکی ...