ارزش گزاری
همهٔ گلهای سرخ
در تمام زمین ها تو هستی با من .
لبریز از خنده ی صدهزار خورشیدم .
سرشار از زمزمه ی دریایم .
آواز بلند نیزارت بر سکوت لب هایم می می پیچد .
گوش ام پُر از آهنگ شاد نفس های توست .
حالا دیگر ـ در نظرم ـ چیزی نیست :
دست هاری که می خواست تن ام را
به لجن
آلوده کند ...