رقص

همهٔ گل‌های سرخ

گندم ام را امشب پنهان کردم زیر خاک - یخ بندان می گذرد ، زیرا زمین چند قرن است که دیگر ثابت نیست - زیرا زمین چندین قرن است که گذشته است از نقطه ی صفر مطلق گرمای مهر می گردد ، می تابد یخ بندان ما ، در تابش مهرپرنور ، می ریزد جویبار زلالت جاری خواهد شد روی گندم زار پنهانم قد کشیده گندم : گیسوان من است ، تاج بافته اش اندام من است ساقه ی باریکش این تمام من است : عریان ، بی پروا ، دست در دست باد چرخ زنان ، روی نک پا ، شاد شاد مهربانم بیا ! گرمای مهر می تابد : بر می خیزد رقص زنده به گورم ، یک روز ، از زیر خاک ...
شعر تصادفی