طنین ابدی
همهٔ گلهای سرخ
سبزه زاری این جا نیست ، درختی این جا نیست .
تنها هستم ، گرگ و میش عصر است در غروب زمینی بیگانه .
خانه ای این جا نیست ، خیابانی نیست ، چراغی حتی در راه نیست .
گرگ و میش عصر است ، تنها هستم در غروب زمینی بیگانه .
روی لبه ی تند دره ، دارم می دوم از وحشت .
می لغزد پای لرزان من : - آه ! سقوط ؟ ...
می گردی دنبال طنین صدایی که دارد تو را می خواند : با تمام فریادش ...