یک تکه

همهٔ گل‌های سرخ

پر نرم گنجشک پشت پنجره است : جا مانده ، تسلیم شده به نُک زبر جارو با خاک انداز . گنجشک پریده ، پریده ، رفته به فضای ناپیدا ، پشت درخت دور دست . پشت پنجره ، من : بی جنبش ؟ جا مانده ؟...
شعر تصادفی