کدام غروب

همهٔ گل‌های سرخ

آبشار غروب بر ما می ریزد شعله ورند چشمانت شعله ورند لب هایت شعله ورند تارهای سفید مویت . آبشار غروب بر ما می ریزد به من خیره شدی می خندی شعله ورند چشمانم ، روسری ام ، لب هایم . دست هایم را می آویزم دور گردن تو می کشانم تو را به سمت خود. می کشانم خود را به سمت تو . می ربایم لب هایت را . شعله در شعله در می گیرد بی مهابا میان مردم، با زبانه های رقصنده در مردمک چشمانشان ، در غروب این شهر …
شعر تصادفی