انتخاب کردیم !
همهٔ گلهای سرخ
زیر دوش حمام ، پلک هایم را می شویم .
تا پاک شوند صحنه های سیاه از چشمم .
گوش هایم را می شویم
تا پاک شوند کلمات سیاه از ذهن ام .
آب می ریزد باران باران روی بدن عریانم .
از پا افتاده ، می نشینم بر روی زمین .
غرق باران اشک
غرق باران آب .
انتخاب بزرگ ، در دست من است :
مثل تیغ تیزی روی نبض دست چپم
پشت در قفل حمام .
دست هایم می لرزند .
حوله را می پیچم دور بدنم
قفل را می گردانم – سمت باز شدن -
بیرون می آیم :
سمت میز :
قلم ! ...