عافیت طلب
همهٔ گلهای سرخ
گفت عقاب است .
بالا رفت
بالای زمین .
بر فراز ویرانی ها مسکن کرد .
گفت نزدیک خداست .
گفت : در اوجم ، در اوج .
دور از دسترس چینه های خالی
دور از دسترس مرغان زمینی ، که میان سطل های زباله دارند می گردند
دنبال قطره ی آب ، ذره ی نان .
گفت در اوج است ، در اوج :
دور از همه ی جوجه های گمگشته ی تنها
بر روی زمین سوخته ،
نزدیک خدا ...