سپاس

همهٔ گل‌های سرخ

سر راه : چاله ای بود که زمینم زد . سر راه خاری بود که زخم کرد ساق پایم را . سر راه شیشه ای بود شکسته که شکافت پاشنه ی پایم را . سر راه یک درخت سبز شاتوت بود : که تمام برگ های پهن اش ، سایه شدند بر روی سرم ، و تمام میوه های شیرین پر آبش دانه شدند در دهان خشکم . - ای درخت عزیز شاتوت ! ممنونم از به دنیا آمدنت ...
شعر تصادفی