جوانی ما

همهٔ گل‌های سرخ

بهشتی که برای ساختنش می بایست گندمزار می سوزاندیم، باغ می خشکاندیم، شلیک می کردیم، قفس می ساختیم : قربانگاه بود ، قربانگاه خونینی بود که ذبح شدیم بر روی آن همه ی ما باهم ...
شعر تصادفی