آگاه

همهٔ گل‌های سرخ

اشکی هستم جاری شده از گوشه ی چشمان تو تا کنار لبت. پلکی هستم، با ل های لرزان پروانه، بسته شده، باز شده بر نگاه خندانت . چاقو، نه ! تیر، نه ! خار، نه ! با تو ، دانستم آنچه را که نیستم ...
شعر تصادفی