آش و آشپز

همهٔ گل‌های سرخ

عدس و نخود و لوبیا دارند می جوشند درون دیگ خود – روی آتش . آشپز ، جوشش را می بیند . آشپز - آشپزی که نخود نیست ، عدس نیست، ظرف آش نیست – قاشقم را بر می دارد آش را می چرخاند در دیگچه . می چشد – با دقت - لعاب آش را از قاشق : ـ خام نباید باشی ! ـ ته نباید بگیری ! ـ نباید بسوزی !...
شعر تصادفی