از پشت دیوار
کلاغ پَر
من
پشت دیوارم
در قلب آن گهواره ی تازه
من
پشت دیوارم
بر نیمکت در آن چمنزار
در بازی انگشت های باد
با موج های موی بازیگوش
در بوسه های نور بر ساق های خیس .
من
پشت دیوارم
در چرخ ها
در حلقه ها
در روشنی آن بلورِ نو
در گوشواره ها .
من
پشت دیوارم
در سطر های حک شده
بر پوست درخت
بر سنگ
بر پرده ی بخار روی شیشه ی نازک .
من
پشت دیوارم
در رقص آن نفس
در پیکر نی
در سرخ آبی زرد .
من
پشتِ دیوارم .
از جویباران کنارم آب می گیرم
و تکه های نردبان های شکسته را غربیل می کنم .
پله
روی
پله
می سازم
از هر دو سو
قد می کشم
قد می کشم
بالاتر از دیوار تا لب های تو
لبخندِ من
تا من ...