دوست من !
کلاغ پَر
دست هایم
از زمین سوخته می آیند
از زمین بلخی
از زمین شوری .
دست هایم
از قفس می آیند
از قلمروهای تمساح آدمخوار
گیاه گوشت خوار
از میان سیم های خاردار
دست هایم
از دل تاریکی می آیند
دست هایم
می ترسند .
آه!
ناخن هایت را
روی تاول های خونین من
نگذار
لطفا !
لطفا ! ...