سرد و گرم چشیده

کلاغ پَر

کتری آب بر شعله ی تیز لب پر زده خالی شده . آتش گذشته آب رفته . جرم گذارهای پیاپی با سیم صا بون از رو می رود. در کتری تمیز غل می زند آب پیداست ـ روی جدار سرد و گرم چشیده ـ بازی شعله ی آبی و زرد و سرخ ...
شعر تصادفی