خواب و بیداری

کلاغ پَر

خستگی می آید آخر روز با سیاهی هایش روی کلماتم را می پوشاند حرف هایم را بی شکل و دراز در هم می پیچد خواب می آید دست هایم را می گیرد می گذارد در دستِ تو بیداری با حروفِ روشن تازه می آید ...
شعر تصادفی