خواب و بیداری
کلاغ پَر
خستگی می آید
آخر روز
با سیاهی هایش روی کلماتم را می پوشاند
حرف هایم را بی شکل و دراز
در هم
می پیچد
خواب می آید
دست هایم را می گیرد
می گذارد
در دستِ تو
بیداری
با حروفِ روشن
تازه
می آید ...