ولی ...
کلاغ پَر
با پیچ های ساعت کوکی کوچکت
هر کار می خواهی بکن !
هر قدر می خواهی
آنرا عقب ببر!
یک روز
یک هفته
یک قرن .
اینحا بشین
و چشمهایت را بچسبان
به این مدار بستۀ خشک !
از روی ناودان
بیرون پنجره
قمری آواز هایش را سر وعده
سر می دهد .
قمری زمان را
از ساعت خورشید می پرسد.
تو
با پیچ های بستۀ کوکی کوچکت
هر کار می خواهی بکن ...