پیاز رندیده

کلاغ پَر

پیاز با تن برهنه روی دنده های تیز رنده می رود تمام تیزی فشرده می دود میان نازکی دل نگاه گریه می کند. پیاز آب می شود عبور می کند عبور . دو پلک خسته باز می شود نگاه عبور می کند عبور از گدازه های اشک ها ...
شعر تصادفی