گذشت

مانی

غبار تند باد می گذرد از کنارم سیلاب می گذرد از کنارم تیر باران می گذرد از کنارم من می گذرم از جهان امروز به جهان سرسبز : با قایق جادوی تو: دست هایت دور کمرم دهان داغ ات روی لبم. پشت سرم در دوردست د ردور دست دورتر هرلحظه بی شکل تر کوچک تر هر لحظه باقی می ماند - پشت سرم - یک جهان خشک فرسوده ...
شعر تصادفی