همنوع
مانی
تو در من چیزی دیدی که کسی هرگز ندید
همچون من که در تو .
تو در من قدح خالی تنهایی را می دیدی که خواب آب های زلال تورا هر شب می دید
من در تو چشمه ای را می دیدم پنهان شده در ظلمت شب .
ما می دیدیم - دور از همه ی غوغاها -
ریشه های خندان هستی را در یک دیگر
اوج به اوج ...