کتابها مانی ۱۸۲ از ۳۳۶ بی بهانه مانی سایه های پرواز، روی پرده من می لغزند می روند می آیند اوج می گیرند شیرجه وار پایین می افتند. این ها کلاغ اند، یا کبوتر، یا پرستوهای ریز مهاجر؟ پرده فقط پیش چشم من است. پروازها در پروازند... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیدعا فهرست شعر بعدی ←مجعد