جنین معکوس
مانی
حمل کردم تو را
حمل کردم تو را ناپیدا
مثل عطر بنفشه
در بطنم.
راه های خشک را طی کردم
منزل به منزل ویرانی را طرد کردم
از میان سروهای – زمانی سروستان- گذشتم با تو.
و تو
دور از چشمان زمان دوزخ
از روزنه ی ناف نرم ت
شیر به من نوشاندی
قطره قطره شهد های جان ت را.
و تو
در رگ های ملتهب م
دم به دم خون سرخ تازه جاری کردی
با تپش های عزیز قلب ت.
حمل کردم تو را
مثل عطر بنفشه لطیف
حمل کردم تو را، دوزخ را طی کردم.
دوزخ ابدی ست؟
دانش کور دوزخ، شکل های دیگرگون می سازد؟
باشد!
باشد!
طی خواهم کرد دوزخ ها را پی در پی!
طی خواهم کرد با پای برهنه
بیابان هایی را که بلور شکسته در آن ها پاشیدند.
طی خواهم کرد
طی خواهد شد
دوزخ بعد از دوزخ:
با جنین عشق ت که پنهان ساختم، شاد و زنده،
تا ابد در بطن م:
با تو سبکبال
مثل عطر سنبل
در ژرفای هستی من...