مجازی

مانی

گل، تشنه! برگ، تشنه! تشنه ساقه! خاک، تشنه! تشنه! باغ، دهان، سر تا پا می بلعد باران را. صدایی انگار از باغبان می پرسد: آیا فردا در پای من، نفت هایت را می ریزی جای آب؟...
شعر تصادفی