صخره
مانی
ای رود من!
رود شیرین من!
برنتابید زمین این عصر
عشق زلال ما را!
دسته گل های بنفش و سفید ما را!
سبزه زار ما را!
می بایست کشتی کشتی کالا را
بر دوش بلورین خود می بردی!
من ماندم: این جا هنوز
در مکانی که جدایم کردند از بوسه ی تو.
افلاک می شنوند:
تو می شنوی:
این صدای من است.
می خوانم با تمام قلبم آوازدرخشان تو را
در سکوت غروب
در برهوت خشکی:
چشم به راهم هنوز...