هست

مانی

قلبت: قلبم آغوشت: آغوشم خنده هایت: خنده های شیرین من. این گونه دوستت می دارم. چلچراغ منی شب پره ی نوشنده ی نور تو ام. با صدای پای نورهایت در راه شب پیله ام می پاشد در تو می شکفد پروازم. دوستت می دارم این گونه. در چمن زار درخشان طلوع دست های تو را می گیرم با تو می چرخم می چرخیم بر حریر سرسبز زمین می افتیم در آغوش هم. در چشمانت آسمان را می بینم بی پایان سایبان یاس را می بینم بی نشان خزان. عطر عسل وحشی را می گیرد روزهای فردای من تا قرن ها و قرن ها دوستت می دارم. می فشارم پلک ها را برهم کنج زندان سرد، در زمان می آیی می فشارم تو را بر سینه لب های لرزانم بر لب هایت...
شعر تصادفی