خانه ی تو
مانی
زبان صورتی باریک ش را بیرون آورده
می لیسد دست ش را
می مالد دست مرطوب ش را دور چشمان فسفری اش
صورت ش را می شوید!
با صدای دینگ دینگ زنگوله ی گردن بندش
بالا می گیرد دم پشمالو را، در هوا می چرخاند:
مثل پرچم جشن .
مثل اعلام آغاز جشن.
می دود با آهنگ شادمان زنگوله
سمت کاسه ی شیری که برایش پر کردی.
یک جرعه می لیسد.
سرش را بالا می گیرد
به صورت تو: به لبانت، به دو چشمت دارد می نگرد:
صبح به خیر! عشق شیرین من!
بیرون: هوا گرگ و میش است
هنوز...