جاودانه
مانی
پرده ها افتاده اند
خاموش اند پنجره هایت : خوابیدی .
نفس های آرام تو می پیچند
دور همه ی موج های سکوت .
پرده های گوشم می گیرند ، ارتعاش نفس های تو را :
زخم عمیقی می گیرد ارتعاش نرم تنظیف را
مرهم را .
می شنوم نبض شیرین تو را ، ضرب آرام حیات تو را .
می شنوم .
خاموش اند پنجره هایت : خوابیدی .
خواب ات می آید می خوابد روی من :
در همه ی گل های سرخ ملافه بر روی تنم .
آهنگ نفس های داغ تو می پیچد در گوشم .
با نرمه ی گوشم دارم می شنوم
تپش پر شور قلبت را .
می پیچد بر همه ی موج های سکوت
آه های بلندم
در اعماق شب .
پرده ها افتادند
خاموش اند پنجره هایت .
می افشانی بذر همه ی بوسه های خاموش ات را
بر زمین بدنم :
پشت پشت پنجره های پنهان ...