مکان
مانی
دنیاها می لغزند می گذرند از کنج طاق افق .
بگذار دنیاها دور شوند .
بگذار دنیاها با همه ی قانون های بیهوده شان دور شوند .
من می مانم در همین نقطه ی جغرافیای هستی :
در همین نقطه ی راه شیری :
در حلقه ی بازوی تو :
جایی که تمام شب ها زیبایند ...