کتابها مانی ۹۷ از ۳۳۶ پرواز مانی یک مسواک یک لیوان یک بشقاب یک تخت شانه به شانه سر بر یک بالش شانه ی هم . سینه به سینه در حلقه ی بازوی هم دوتن در یک روح وطلوع یک خورشید بر خاسته از خاک ما نور افشان بر این شهر ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیدریاچه ی مهاجر فهرست شعر بعدی ←تصویر کوچک