ماهی و آب
روزنه
فارغ از هر بندی
تن سپرده به آب
ـ آب به او ـ
عریان عریان
بوسه می بخشند
به
یک دیگر .
بوسه می گیرند
از
یک دیگر .
بر اساس پیمانی بی کلمه
حک شده بر صفحه ی نامرئی آب و پولک
پیمانی خالی از هر قیدی ، هر جبری ، هر قانونی ،
جز قانون روشن ماهی بودن
آب بودن ،
ـ گویی تو و من ـ
آزاد آزاد :
عاشق بودن ...