بی تشبیه
روزنه
آب قمقمه
روی زمین کویر می ریزد .
تبخیر شده ، می گریزد
گمگشته
انگار نه انگار که آب زلالی بوده
آمیخته با خاکی .
گلدان گل سرخ ام
آبت را نوشیده
غنچه داده
باز شده
می خندد پشت پرده .
کویری در ما نیست
و نه آب سرگردان ...